ملا خليل بن غازي القزويني

95

صافى در شرح كافى (فارسى)

الْمَوْجُود : دريافته شده ؛ و مراد اين جا ، معلومِ هر صاحبِ تمييز است ، موافق آنچه مىآيد در حديث دومِ « بابُ النِّسْبَة » - كه باب هفتم است - كه : « مَعْرُوفٌ عِنْدَ كُلِّ جَاهِلٍ » « 1 » . يا مراد ، حاضر نزد عرضِ حاجتمندان است . فَقِيد ، « فَعِيل » به معنىِ « مَفْعُول » است . ذكر « غَيْرُ فَقِيد » براى دفع توهّمِ اين است كه موجود باشد گاهى و مفقود باشد گاهى . يعنى : روايت است از فتح بن يزيد ، از امام رضا عليه السلام ، گفت كه : پرسيدم امام عليه السلام را از كمتر مراتبِ شناخت اللَّه تعالى ، گفت كه : آن اقرار است به اين كه مستحقّ عبادتى نيست غيرِ اللَّه تعالى و مانند ندارد در ذات ؛ به اين معنى كه هيچ اسمِ جامدِ محضِ مشترك نيست ميان او و غير او . و هم چشم ندارد در فعل و تدبير ؛ به اين معنى كه قادرى غير او ، نافذُ الإراده نيست ، بلكه محتاج است به جنبانيدنِ خود براى كار فرمودن آلتى يا عضوى ، چنانچه بيان شد در شرح عنوانِ باب اوّل . يا مراد اين است كه : هم چشم ندارد در حكم در مُخْتَلَفٌ فِيهِ و اين كه او ازلى است ، خواهندهء هر واقع است ، دريافته شده است ، ناپيدا نيست و اين كه نيست مانند چنين كسى كه فاعلِ بى آلت و حركت باشد چيزى . مراد به مانند بودن ، شريك بودن است در اسم جامدِ محض . و مقصود از ذكر اين ، بعد از ذكر « لَا شِبْهَ لَهُ » بيانِ اين است كه : نفى شبه ، مستند به ادراك ذات او نيست ، بلكه مستند به ادراك اثر قدرت اوست ؛ و بيان اين شد در شرح حديث چهارمِ باب دوم . [ حديث ] دوم اصل : [ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ ] عَنْ طَاهِرِ بْنِ حَاتِمٍ فِي حَالِ اسْتِقَامَتِهِ : أَنَّهُ كَتَبَ إِلَى الرَّجُلِ : مَا الَّذِي لَايُجْتَزَأُ فِي مَعْرِفَةِ الْخَالِقِ بِدُونِهِ ؟ فَكَتَبَ إِلَيْهِ : « لَمْ يَزَلْ عَالِماً وَسَامِعاً وَبَصِيراً ، وَهُوَ الْفَعَّالُ لِمَا يُرِيدُ » . شرح : لَايُجْتَزَأُ ، به صيغهء مجهول است و فاعلِ محذوف ، اللَّه تعالى است ، به اعتبار

--> ( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 91 ، ح 2 .